دوست داشتن موهبتی است که خداوند به کسانی میبخشد که دوستشان دارد

*ما جانب دل در ره بيـــگانه نهـــــاديـــم* افســـون شده دل،بر دل ديــوانه نهـاديـــم *آغوش خيال ازسرآن مـستي بـــي حـــــد * در عاقــبـت خــــانه ويــــرانه نهاديــــــم *صدبـارغـــم از شــانه مـادوش گــرفتنـد * چون سربه ســرازجــانب ميـخــانه نهاديم *رفتيــم ونگاه ازســرزلفـــان شده بربـــاد* ســودا زده درمســتي جانــانه نهـاديـــــم *يــك عمـروفـــاوشــررومستي جــان را* يك دم به بــــرآن بـت يـــكدانه نهــاديـــم *درمهــرسجــــود وغــم بي نامي ومســتي * مــاغســــل وفـــادرتن پيـــمانه نهــــاديم *چــون است بهشتي كه به ماوعده سپـارند * چــون عاقبت كاربه زلفان تودردانه نهاديم *پيمان*

... میشه از عشق تو مرد و

... میشه از عشق تو مرد و
اسير موج

در تن آب زندگی بازیچه ی موج زمان

بر سر دار خستگی آشفته حال و بی امان

غسل تن از وفای خویش ، زخم به چهره ام زده خنجر تیز مردمان

میشکند وجود من سر به سر از هر نگهت

جان زکفم ربوده این چشم  خبیث ناکسان

من که گرفتار توام ، موج سوار آرزو ، قصه ی بی پناهیم باز بر این دلم بگو

بگو از این خراب دل فتاده در حریم موج

بگو به صخره ام بزن غرق سخاوتم بکن

مرگ این گونه  هزار زندگی دوباره ای رو به امید وآرزو

ما ورقیب آرزو هر دوبه دریا زده ایم

من به پی زندگی و او زسر شادی خویش

من شده ام اسیر موج ، وی شده مست این غروب

چشم منه زمرگ من

چشم به راه رفتنم  ، خویش زخود شکسته ام ، پشت منه به روی من

 دست ز سینه ات بدار ، الفت دیرینه ی من با سر سنگ سینه است

مهر بدار سراب من ، پای بنه به خواب من

مست نشو ز رفتنم ، از سر سنگ سینه ات خنده نکن به قامت شکسته ام

ما ودوصد مرید تو گشته به آب هوسیم

گوشه نشین آرزو در سر کوی عبثیم

هیچ به هیچ آمده ایم

دوش به یاد آور تو

روی مدار از سر ما پای منه در حرم بی کسیم از سر بی حوصله گی گاه به گاه ،روشنی ماتم من

میروم از خیال تو

شعر من اینبار مگر کفر شود گر که به پایان نرسد با خوشی و شوق وطرب

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٦ - پیمان

من دوست داشتم برای شماهم نوشتم

درود نازنینهای من

معمولا از اشعار  معاصر استفاده نمیکنم ولی این یکی خیلی به دلم نشست

 

گناه


گنه کردم گناهي پر زلذت
در آغوشي که گرم و آتشين بود
گنه کردم ميان بازواني
که داغ و کينه جوي و آهنين بود
 
درآن خلوتگه تاريک و خاموش
نگه کردم به چشمان پر ز رازش
دلم در سينه بي تابانه لرزيد
ز خواهش هاي چشم پر نيازش
 
درآن خلوتگه تاريک و خاموش
پريشان درکناراو نشستم
لبش بر روي لبهايم هوس ريخت
ز اندوه و دل ديوانه رستم
 
فرو خواندم به گوشش قصّه عشق
ترا مي خواهم اي جانانه من
ترا مي خواهم اي آغوش جانبخش
ترا اي عاشق ديوانه مست
 
هوس در ديدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پيمانه رقصيد
تن من در ميان بستر نرم
به روي سينه اش مستانه لرزيد
 
گنه کردم گناهي پر زلذت
کنار پيکري لرزان و مدهوش
خداوندا چه مي دانم چه کردم

درآن خلوتگه تاريک و خاموش

                                            فروغ.فرخزاد

http://www.clinic.mihanblog.com

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸٦ - پیمان

مشخصات متولدین ماهها

فروردین
سمبل : قوچ
عنصر: آتش
سیاره : مریخ
عضو آسیب پذیر :سر
روز اقبال : سه شنبه
اعدادخوش یمن : الماس
رنگ : قرمز
فروردینی ها در پی عشق آتشین و پر شورترین عشق ممكن اند
او خود به خود جنس مخالف را جذب می كند . لذتهای جسمانی برای او
بسیار اهمیت دارد و گاه احساس مالكیت شدیدی نسبت به معشوق خود
را دارد

اردیبهشت
سمبل : گاو نر
عنصر : خاك
سیاره : ناهید
عضو آسیب پذیر : گردن
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 4و6
سنگ خوش یمن : زمرد سبز
رنگ : آبی روشن
گل : خشخاش
حیوان : گاو
جذاب است و عشقش تا حدی نفسانی.برای او عشق اهمیت زیادی
دارد و اگر عاشق شود عاشقی فداكار خواهد بودمعمولا صبر میكند
ابتدا طرف مقابل تعهد خود را ثابت كند و سپس خود را در این
تعهد شریك میكند

خرداد
سمبل : دو قلوها
عنصر : هوا
سیاره : عطارد
عضو آسیب پذیر : دست و شانه
روز اقبال :چهارشنبه
اعداد شانس : 5و9
سنگ خوش یمن : عقیق
رنگ : زرد
گل : زنبق
حیوان : پروانه
چه راحت میتوان عاشق او شد. جذابیت و شیرینی كلام او به خوبی
بر این مدعاست.او عاشق شادی و خوش بودن است و اگر نتوانی
او را شاد كنی جذابیت خود را از دست می دهی




تیر
سمبل : خرچنگ
عنصر : آب
سیاره : ماه
عضو آسیب پذیر : سینه و شكم
روز اقبال : دوشنبه
اعداد شانس :3و7
سنگ خوش یمن : مروارید
رنگ : نقره ایی
حیوان : حیوانات صدفدار
او مانند سیاره خود ، ماه در حال تغییر است اگر به او اطمینان كامل
نداشته باشی هرگز رابطه ی عاشقانه با اونخواهید داشتاو از عشق ورزیدن
لذت می برد و در عوض میخواد آن را دریافت كند

مرداد
سمبل : شیر
عنصر :آتش
سیاره : خورشید
عضو آسیب پذیر : قلب و پشت بدن
روز اقبال : یكشنبه
اعداد شانس : 8و9
سنگ خوش یمن : یاقوت
رنگ : زرد
گل : آفتابگردان
حیوان : گربه سانان
عاشق هاشق شدن است و معشوق خود را غرق هدایای خود می كند
تلاش می كند تا رابطه ی عاشقانه ی بی نقصی را خلق كند

شهریور
سمبل : باكره
عنصر : خاك
سیاره : عطارد
عضو آسیب پذیر : سیستم عصبی
روز اقبال : چهارشنبه
اعداد شانس : 3و5
سنگ خوش یمن : یاقئت كبود
رنگ : سبز
گل : بنفشه
حیوان : سگ كوچك – گربه
می تواند چنان تودار باشد كه به نظر برسد كه از برخورد با دیگران
منع شده .ولی آن گاه كه به عشق واقعی خود دست پیدا كند دیگر این ویژگی او
را نخواهید دید.برای چنین انسان فدكارومهربان تحمل سختی بسیار با ارزش است
او به آسانی در عشق گول نمی خورد چون می داند در پی چیست






مهر
سمبل : ترازو
عنصر : هوا
سیاره : ونوس
عضو آسیب پذیر : كمر و كلیه ها
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 6و9
سنگ خوش یمن : الماس
رنگ : آبی و بنفش
گل : سرخ
حیوان : خزندگان
او می تواند دوست خوب و میزبانی عالی باشد او در سیاست
دومی ندارد.

آبان
سمبل : عقرب
عنصر : آب
سیاره : پلوتون
روز اقبال : سه شنبه
اعداد شانس : 2و4
سنگ خوش یمن : یاقوت زرد
رنگ : قرمز
حیوان : حشرات
مرموز است ولی میتواند عاشق باشد.از حمایت دیگران لذت می برد
او می تواند حسود و تودار باشد.با كسی كه حس كند قابل اطمینان است
كنار می آید

آذر
سمبل : كمان دار
عنصر : آتش
سیاره : ژوپیتر
عضو آسیب پذیر : كبد
روز اقبال : پنج شنبه
اعداد شانس : 5و7
سنگ خوش یمن : فیروزه
رنگ : ارغوانی
گل : نرگس
حیوان : اسب
اگر شخص مورد علاقه اش را پیدا كند وفادار است.مشكل اینجاست
كه خواسته اش را بیان نمی كند و صبر میكند تا خودتان حدس بزنید







دی
سمبل : بز
عنصر : خاك
سیاره : زحل
عضو آسیب پذیر : زانو- استخوان
روز اقبال : شنبه
اعداد شانس :8و9
سنگ خوش یمن : عقیق رنگارنگ
رنگ : سیاه و قهوه ایی
عجله ایی در عشق ندارد.نه به سرعت عاشق می شود نه به
سادگی راز دل خود را می گوید او همواره در حركت است ولی
نمی داند چرا.فقط می داند باید موفق شود اگر فكر میكنید می توانید
او را از رسیدن به هدفش باز داریر و به سمت خود جذب
كنید سخت در اشتباهید

بهمن
سمبل : آب گیر
عنصر : هوا
سیاره : زهره
عضو آسیب پذیر : مچ و ساق پاها
روز اقبال : چهارشنبه
اعداد شانس : 1و7
سنگ خوش یمن : یاقوت ارغوانی
رنگ : آبی
حیوان : پرندگان درشت اندام
اگر عاشق متولد بهمن باشید با تمام وجود عاشق شما خواهد شد
تنها نكته ایی كه باید از آن دوری جویید این است كه بر سر راه
پیشرفت او قرار نگیرید. او عاشقی صادق است. دیر عصبانی
می شود. آزار دهنده نیست .برنامه های خودش را دارد .هرگز تغییر
نخواهد كرد.اگر نتوانید خود را با ایده های گوناگون مذهبی ،فرهنگی
و اجتماعی او هماهنگ كنید هرگز شانسی برای دستیابی به عشق پایدار
او نخواهید داشت

اسفند
سمبل : دو ماهی كه خلاف جهت هم شنا می كنند
عنصر : آب
سیاره : نپتون
عضو آسیب پذیر : پاها
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 2و6
سنگ خوش یمن : یاقوت كبود
رنگ : سبز روشن
گل : نسرین
حیوان : ماهی
اگر عاشق شماست واقعا خوشبختید.او به پای معشوق فدكاری های
بسیار می كندبرای حفظ این رابطه از هیچ كاری رویگردان نیست
مادامی كه به او وفادار باشید از آن شما خواهد بود

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٦ - پیمان

من اومدم

سلام

اسم من زرین از امروز میخوام برای شما دوستان خوبم اینجا درد ودل کنم

امیدوارم شما هم منو تحمل کنین وکمکم کنیین

موفق باشین

زرین

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - پیمان

تو بگو يار ؛ بگو

ای که از جبر زمان دست نوازش به سرت نیست بگو

از سر سادگی ودشمنی خویش به جانت تو بگو

سر پر درد من و چشم پر ازخواهش تو

تو بگو آنچه که دردل داری ؛

خصم زاییده زمادر براین پیکربی جان مرا بیش بگوتو بگو آخر اين كار بگو

تو بگو خون همه در رگ استعمار است

تو زاندیشه بد از سر بد مستی بدکاران گو

بر یک خواهش پر احساس از دم یک خاطره ی سرد بگو

تو بگو نقش خوش آزادی حبس یک دایره ی تقدیر است

زهمه دایره در نقش و خوشی در سر یک یاد بگو

تو بخوان نغمه ی خوشبختی و آزادی را

تو دوباره ز من و خویش و یکی بودن ما بیش بگو

تو زآن عاشقي وماتم تبدار بگو

تو به یاد آوری روز خوش فریادم ؛ تو به یک یاد نکو از بودن

سربه سر خوبی و خوشبختی مارا تو بگو

تو بگو حسرت یک پوشش دلخواهت را

تو ز زیبایی آن زمزمه ی عشق و جنون و سر دلداربگو

تو زآن بوسه ی شیرین بر دروازه ی عشق

تو از آن مستی پیکره و آن لب تب دار بگو

تو بگو آنجه از بودن خود میخواهی

تو ززلفان پریشان به سر باد بگو

تو بگو لذت بودن به یکی دست به دست

تو زخونخواهی عشقت به دل یار بگو

تو بگو هررقم از عشق نوایی دارد

زمن و عشق و نوای خوش این کار بگو

پیمان ۱بامداد شنبه

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - پیمان

دست ناپاك مرا پنجه ي مستانه تو سخت فشرد!!!

دست ناپاك مرا پنجه عشق تو مستانه فشرد

منبع عكس    www.dokhtare.tanha.mihanblog.com

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - پیمان

کبوتر

تو مرا سینه سینه ؛گاه به گاه به سخنهای دروغ خودت سخت فشردی نازنین

از کبوترهای عاشق سخنی سخت وپر احساس؛به دل سنگی من میگفتی

ومرا با همه نیستیم تو به یک هستی نو میخواندی

یادم  آید زهمه آنچه که تو میگفتی ومرا هیچ به هیچ فهم نبود

یادم آید که به اصرار زیاد ؛ معنی عشق به این سنگ دلم میدادی

یادت آید که چرا دست مرا دست به دست ؛ روبه سوی قصر سخاوت بردی؟

از لیاقت بر من هیچ مگو

که مرا فهمی نیست

من لیاقت به چنین معنی والا به برم هیچ نبود

اي كبوتر خاطره تنهايي است

اي کبوتر ؛ پر نو پرواز است

ای کبوتر ؛عشق نو آغاز است

ای کبوتر ؛ زندگی یک سره شور وغوغاست

ای کبوتر ؛ زندگی روشنی آینه هاست

ای کبوتر ؛ معنی عشق سخن گفتن از یکرنگی است

ای کبوتر ؛ معنی خاطره ها بودن در دلتنگی است

همه را یک به یک ازآن سخن عشق تو من میدیم

ومرا فهم نبود

ای کبوتر پر کشیدی امروز

ومرا خانه دل تنهایی است

و تورفتی ودگر هیچ نماند

به جز از خاطره رسوایی

پیمان

۲۲/اردی بهشت/۸۵ ساعت۱:۳۰بامداد  شنبه

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - پیمان

تو مرا يادت هست؟؟؟؟!!!

در زمان كودكي عشق مرا يادت هست؟

شور وغوغا وسخنهاي مرا يادت هست؟

آن هياهوي زمان ؛ مستي بي حد مرا

در سر آغاز سخن با تو ودل يادت هست؟

بوسه ي شرم و نگاه پنهان ؛ در يكي بودن ما

آن همه بي كسي يار شدن يادت هست؟

آن گل سرخ و تب ماتم من در رويا

باغچه ي كوچك همسايه ي ما يادت هست؟

پا برهنه لب آن سنگ سياه ايوان

تو در آغوش من و لرزه ي دل يادت هست؟

خنده ي دزدكي و برگ خزان در ايوان

آن هواي خنك وگرمي تن يادت هست؟

من و يك بادخزان ؛ واز آن روز هزاران روز است

كه دگر خاطره ها پژمردند ؛ تو مرا يادت هست؟

طعم لبهاي تو در خاطر من شيرين است

طعم لبهاي مرا بار دگر يادت هست؟

جاي دستان مرا دست دگر ياري برد

گرمي دست من و عشق مرا يادت هست؟

تو در اين روزكه در بستر عشق دگري

تو بگو بستر عشق دگران يادت هست؟

اي كه افسوس ؛ مرابازي دل ميدادي

توكه بازيچه دل سوز كمي يادت هست؟!!

وتو رفتي و دگر ياد تو در خاطر من ميماند

دگرافسانه ي جانكاه مرا يادت هست؟

دل شكن بودي و من كام تو را ميدادم

من وناكامي ودل شادي تو يادت هست؟

در همان كودكي و مكر وسياستهايت

عقل پنهان تو؛"مهجوري" من يادت هست

پيمان ۲۰/اردي بهشت/۱۳۸۶

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - پیمان

ماه وياس

هر آينه جان سخن ميبرم از نگاه تو،چون زنسيم آرزو موج سخن شنيده ام

در حرم سكوت شب،از دل آشوب زمان ميگذرد خيال من

يك شب ومهتاب خيال،سر به سپيده روبه ماه

ميشكند غرور من سر به سر از كوي وصال

موج نوين آرزو،سينه من دريده از جانب پاييزي دل

ما كه زشيدا صفتان گشته زار گنهيم، رو به تواز چشمه دل،چشم به چشم روبه گناه

سايه مستانه ياس،در پس اين باغ جنون

هرگل اين ياس وجود با همه غريبيش ياد به ياد از گذرديده شهلاي تو بود

فخر فروش ، ناز كنان

قامت رعناي تو بود ديده بر آن ياس شكوه

پا به زمين سر به فلك ، مست غرور زخم زنان

بر سر آن كوه غرور صورت مه روي تو بود

اوج شكوه آسمان

زلف شكن تا به زمين ، موي فشان تا به زمان

7/3/85 20دقيقه بامداد

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - پیمان

تو مرا سوزاندي در پي يك هوس زود گذر

قلب واحساس مرا باور کن

سینه چاک مرا پر پر کن

عشق این دل به کجا خواهی برد؟تو چرا قلب مرا ميخواهي؟؟؟؟؟

تو نديدي كه گل عشقم  مرد؟

تو نبودي كه مرا ميخواندي

به يكي بودن با قلب خودت ؛ اي زيبا!!!

يادت آيد كه تو را ميگفتم: كه چرا قلب مرا ميخواهي!!؟؟؟

ومرا ميگفتي:

كه سخن گفتن من هيچ مخواه ؛ تو مرا فرداها به همه كرده خويشم درياب.

اي كه امروز همان فرداهاست ...

من تو را در همه ي كرده خويشت ديدم

تو مرا سوزاندي در پي يك هوس زود گذر

                                                         ۲۰/۲/۸۶  پيمان

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - پیمان

ميخوام برگردم اما... ميترسم

درود

شب بود وشمع بود ومن بودم و غم

                          شب رفت وشمع سوخت ومن ماندم وغم

دوستان نازنینم

 گر چه از آمدنم بیزارم ؛ رفتنم چاره درد مرا هیچ نکرد

رفتم وغم به سرای دل من ریشه دواند

ماندن با تو امروز مرا تسکین است

گاه اگر باز بیایم به سراغ سخنی از سرعشق سرشار

به امید دل تنهایی خود میمانم که مرا میفهمی

من اگر رفتم و باز آمده ام در امروز

نه از آن سوکه دلی تنگ شده

نه از آن رو که مرا کاری نیست

من به گلخانه احساس تو باز آمده ام ای مه رو

من به امید لب شا د تو و خنده تو میسوزم

که چرا آمدنم دیر شده

دردونه میخواد دوبار از زمین بلند بشه دستشو بگیرین تا دوباره زمین نخوره

       پیمان

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - پیمان

نوشدارويی که يه مرده تجويز ميکنه

درود

گرچه دیگه اون قدرا مهم نیست ولی این خبر راجب همین وبلاگ توی سایت ایسنا منتشر شده

موفق باشین

http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-824229&Lang=P

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٦ آبان ،۱۳۸٥ - پیمان

عنوان : هيچی مهم نيست

درود

آنقدر آسمان دلم ابری است که هیچ خورشیدی در آن به چشم نمی آید

خیلی دلم گرفته اصلا حوصله آپ کردن ندارم

شاید برای همیشه

مهم انگیزه ایه که دیگه نیست

مگه اصلا مهمه؟

چه فرقی داره؟

شاید یکی کمتر

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٥ - پیمان

کجا اين دل به تنگی عادت ديرينه کرده؟

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥ - پیمان

دوست نوشته ها (انتظار)

من هنوز در انتظارم ، در تردید

باتشکر از سپیده نازنینم طراح وخالق این اثر پر معنا

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٥ - پیمان

روابط دختر وپسر، عاشقانه هاي سكسي

شايد اولين رابطه جدي دوجنس مخالف را بتوان به دوران اول تخيل انسان زمان عشق بازي آدم وهوا در بهشت ذهن پرداخته نياكان دانست وبا اينكه هيچ دليلي نميتواند ثابت كند كه اين رابطه به چه سطحي از وجود احساسات ميپرداخته ميتوان ثبات رفتاري آن را در دلخواسته هاي عمده انسانهاي امروزي به خوبي مشاهده كرد.رابطه اي كه گرچه سير تكاملي خود را در فراز ونشيبهاي اجتماعي و اقتصادي در دورانهاي مختلف به طرق وشيوه هاي متفاوت از بين موانع گوناگون محيطي ،گاه با سازگار كردن قالبهاي دروني وگاه با تحكم وجودي طي طريق نموده، امروزه تعريف ديگري به سبك تابوهاي رفتاري روال جامعه در ميان اقشار مختلف بنا به علتهاي متفاوت از جمله اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و ... از اينگونه روابط ايجاد شده.

 

    روابطي كه در اسطوره هاي فرهنگي ملل مختلف جايگاه ويژه خودرا داشته ونسل به نسل از طريق شيوه ي سينه به سينه چون ميراثي گرانبها درميان جامعه امروز جاري محافل ونقل روابط شده خود نشان بارزي از امتداد اين روابط احساسي در ميان نياكان نسلي است كه حيات معاصر دارد.اسطوره هايي پرداخته در داستانهايي چون معاشقه يوسف وزليخا،بيژن ومنيژه ،رومه او،ژوليت و داستانهايي از قبيل اينها كه روابط احساسي آنها جهاني شده وكمتر كسي در دنياي خشك وبي احساس ماشيني بي خبر از ملالتها و عاشقانه هاي زندگي آنهاست.

 

     ولي به راستي تنها دليل ايجاد اين گونه روابط بين انسانهايي با جنسيتهاي متضاد را مي توان نياز هاي جنسي موجود در ذات انسانها دانست؟ آيا تنها اينگونه افكار  موجود، محرك ايجاد چنين احساساتي خواهد بود؟ پس بنا به اين تفسير براي تعابيري چون داشتن اهداف، مسائل ومصائب مشترك  در ازدواج و روابطي چون روابط احساسي صرف بين دختروپسرها وحتي روابط كاري جنسيتهاي مختلف را چگونه ميتوان توجيح كرد؟

اگر از ديد اينگونه افراد با ديد محدود وتنها با يك بعد وجنبه با اين منطق بي پايه واساس برگرفته از خفقانهاي فكري وگاه شايد ديني به اين موجوديت رواني واحساسي بپردازيم پس تفاوت حياتي انسان داراي شعور وادراك وحيوان فاقد اين قدرتهاي پربها را در چه چيز ديگر ميتوان جستجو كرد؟

 

   شايد اين گونه رفتارهاي افرادي خاص در جوامعي بسته ودر زماني پيوسته در محدوده وسيع زماني، موثر در تفكر نسلهاي به وجود آمده شده باشد كه متاثر از شرايط حاكم ناچار به پذيرش رفتارهاي به حقيقت ذات ناخواسته شده اند كه در اين راستا به مرور زمان باعث ايجاد نوعي ديگر از شيوه برخوردي در برداشت از اينگونه روابط گرديده است.

 

   تقريبادر پرسش از هر مخاطبي كه در زندگي احساسي خويش هم صحبتي با جنسيتي مخالف راتجربه كرده ميتوان به راحتي به اين برداشت نزديك به حقيقت رسيد كه بيان مشكلات دروني و عاطفي با يك شنونده با تضاد جنسيتي به مراتب موثر تر از گفتگو با يك هم جنس خواهد بود.اين مثال حتي در مورد كساني كه به صورت حرفه اي قصد بررسي و ايجاد راهكار در مورد اينگونه مشكلات را دارند(روانپزشكان) نيز مصداق عديده هاي خواهد داشت.

 

    نگفتن از روابط جنسي كه يكي از عمده نياز هاي موجود در هر انسان وبا هر طرز وطريق تفكر به شمار مي آيدو آن را ميتوان از  درجات اصلي اينگونه روابط  طبقه بندي نمودخود گونه اي ديگر از اين چنين نگرشهاي يك جانبه خواهد بود. ولي به خاطر داشتن اين موضوع اساسي كه در موازات روابط احساسي، خود نوعي روش بيان چنين انديشه وانتقال آن از اين طريق به درون تفكر مخاطبي است كه اين بار در موجوديت اخساسي نياز به چيزي بيشتر از گفت وشنود وابراز علاقه بياني دارد ، در صورت وجودغناي فرهنگي موضوعي خود شيوه اي مبثوت به شمار خواهد آمد.

وبه بياني ساده تر روابط جنسي بهانه اي خواهد بود براي ابراز علاقه به مخاطبي كه نياز به چنين دادوستد احساسي را از خود دريغ نداشته واين درست برخلاف انديشه اي خواهد بود كه روابط احساسي  را دستمايه وبهانه رسيدن به روابط جنسي ميداند.

 

     به هر روي انكار ناپذير بودن چنين روابط زيباو فراگير به تنهايي دليل پايداري وپيشرفت چنين خواسته هايي نبوده بلكه نياز به  مراودات احساسي بيشتر در اين عصر آهن وفلز وانديشه هاي ماشيني موجباتي بر افزايش رفتارهاي اين چنيني را سبب ساز شده كه بنا بر موجوديت تابوهاي فرهنگي واجتماعي وگاه در برخي از جوامع سياسي ومذهبي متفاوت خواهد بود.

                                                

                                                                                                    پيمان28/مرداد/85

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٥ - پیمان

شكوه قامت رعناي پاكي،نگارستان خوش سيماي هستي وجودت چون بهاري باشكوه است،وجود تو نهايتهاي خوب است، نگارا نازنين يار خجسته ، صميمي دلبر بردل نشسته، محبت جلوه اي از خنده توست ،محبت سر به سرشرمنده توست

گوگل